عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
351
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : آهو بچهاى كه عراق را نديده امّا ظرافت حجاز و شكل عراق را با هم دارد . ظرف الزّنديق . ( زيركى و كياست زنديق ) . گويند : « اظرف من الزنديق » ظريفان زنديق در روزگاران بسيارى بويژه روزگار مهدى زبانزد بودند . از جملهء كسانى كه به زندقه متهم بودند اينان هستند : صالح بن عبد القدّوس ، ابو العتاهيه ، بشّار ، حمّاد الراويه ، حمّاد عجرد ، مطيع بن اياس ، يحيى بن زياد ، علّى بن خليل و مانند اينان ، امّا پيش از اينها اندكاند از جمله : ابن المقفّع ، ابن ابى العوجاء . آنچه از آنها ديده و دانسته مىشد جامهء پاكيزه بود و ديدار زيبا ، و ظاهر مردانه ، و زبان و سخنى فصيح ، و گفتارى دلپذير ، و خداوند به نهانشان داناست ابو نواس كه خود از زنديقان به شمار مىآمد گفته : تيه مغنّ و ظرف زنديق « 1 » يعنى : كبر و لافزنى آواز خوانان و رامشگران و ظرافت زنديقان . نادانى از مردمان آن روزگار طفيلىوار به زندقه پيوست و احوال و گفتار آنها را به خود بست تا او را از ظريفان بشمارند ، چنان كه شاعر گفته : تزندق معلنا ليقول قوم * من الادباء زنديق ظريف فقد بقى التزندق فيه وسما * و ما قيل الظريف و لا الخفيف يعنى : او خود را زنديق نشان داد تا مردم گويند كه او زنديق بذله گوى اديبى است نه گفتند بذله گوى است و نه گفتند خفيف و دلپذير است امّا نشان زنديقى بر روى او بماند جاحظ گويد حتى مردمان ناآگاه نيز شنيدهاند كه : زنديقان مردمى باهوش و كياستاند و دانا و اديب ، و خداى پرست و كوشنده ، و آگاه به مسائل دينى خود ، و فداكار . داراى دانش و خرد ، و انصاف و آگاهىاند گاه كسى ، شب هنگام مانند كرّهء ماده به سوى آنها مىشتابد ، پيش آنها مانند آدم سرگشته و شتابناك ناله مىكند ، در ميان آنها
--> ( 1 ) - صدر بيت چنين است . و صيف كأس محدّثه ملك . ( م . )